تبليغاتX

فال

قالب وبلاگ

قالب وبلاگ

اس ام اس عاشقانه

فرهنگی اجتماعی ملایر
 
فرهنگی اجتماعی ملایر
فرهنگی
درباره وبلاگ


هر پديده‌اي براي تداوم حيات خود نيازمند بسترهايي مي‌باشد كه در بطن و متن آن بستر رشد و نمود و بالندگي يافته و با حركت خويش، محور حركت‌هاي محيط پيرامون خود مي‌گردد.
جنگ از هر نوعش به عنوان يك پديده قابل اعتنا از اين قاعده مستثني نيست.
سه شنبه 1390/09/08 :: 19:47 ::  نويسنده : افسر جنگ نرم

در بعد داخلی تهاجم فرهنگی دشمن به دو صورت انجام می گیرد:

۱ - ترویج افکار و اندیشه های غیر اسلامی و گاه ضد اسلامی، تبلیغ افکار التقاطی ، تقدس زدایی از مقدسات و سست نمودن پایه های اعتقادی جوانان نسبت به برخی از اصول و آرمان ها ، « تجدد گرایی ، علم زدگی و عقل گرایی افراطی ،تلاش در راه تطهیر غرب و غربگرایی .بی اعتبار نشان دادن علوم و معارف اسلامی به دلیل عدم تطابق با دانشهای نوین بشری طرح جدایی دین از سیاست، ترویج انسان محوری به جای خدا محوری و،طرح چهره های فاسد، مسئله دار و متاثر از فرهنگ غربی به عنوان الگوی نسل جوان و ترویج افکا ر روشن فکران غربگرا در نشریات متعدد و حتی در پاره ای از کتب درسی دانشگاه ها

۲ - ترویج فساد و منکرات و ابتذال اخلاقی و فرهنگی و بی بندوباری جنسی در میان نسل جوان و سرانجام بی هویت و بی خاصیت نمودن آنها. ترویج بی حجابی و بدحجابی و پوششهای مستهجن و خلاف شئونات اسلامی و آرایشهای تند و زننده ،تهیه و پخش فیلمهای شدیدا ضد اخلاقی ویدئویی ماهواره ای و سی دی و اینترنت و در سطح گسترده از طریق شبکه های فساد، تولید و پخش شبکه ای مشروبات الکلی و مواد مخدر در سطح جامعه، چاپ و نشر کتب و مجلات ضد اخلاقی و جنایی و عشقی و رمانهای مبتذل ، تشکیل مجالس لهو لعب و رقص و پایکوبی و به صورت دسته جمعی از دختر و پسر ، ترویج قمار بازی ومشتی از خروارهای توطئه دشمن است.و بر همه اینها ،پاره ای نمایشنامه ها و فیلمهای سینمایی که در داخل تهیه و تولید می شود و در آنها ارزشهای اسلام و انقلاب به باد استهزا گرفته می شود و ضد ارزشها تبدیل می گردد و نحوه تبلیغ این فیلمها که یادآور روزهای گذشته است، را باید افزود.

سه شنبه 1390/09/08 :: 19:46 ::  نويسنده : افسر جنگ نرم

معنای تهاجم فرهنگی: حرکتی است مرموزانه حساب شده همراه با برنامه ریزی دقیق و با استفاده از شیوه ها و ابزار و امکانات متعدد، برای سست کردن باورها،دگرگونی ارزشها ،انحراف اندیشه ها تغییر و تبدیل آداب سنن و نابودی اصول اخلاقی حاکم بر یک جامعه . استاد شهید مرتضی مطهری می گوید : تمام تلاش کشورهای استعمارگر در بریدن و پاره کردن بندهای وابستگی فرهنگی یک ملت و به میراثهای فرهنگی خویش است.به عبارت دیگر تهاجم فرهنگی عبارت است از پوچ وپوک وتهی کردن تفکر وذهنیت وفرهنگ وتمدن ملی واصیل یک جامعه وتضعیف شخصیت انسانی افراد آن با تحمیل ترس و هراس دائم تحمیل اصول فکری وفرهنگ کشور مهاجم به جای ان واین جز با از دست دادن خویشتن و از دست دادن پایه های فکری و اخلاقی اصیل وملی صورت نمی گیرد.

به گزارش گرداب، شبکه ایران نوشت: یکی از روزنامه نگاران فراری جریان اصلاحات که این روزها در شبکه صدای آمریکا به فعالیت می پردازد، در مطلبی در وبلاگ شخصی خود به حمایت از گروهک تروریستی منافقین پرداخته است.

احمد باطبی در این مطلب که آن را با عنوان "در قبال کشتار ساکنان اشرف سکوت نمی‌کنم" منتشر کرده درگیری میان نیروهای ارتش عراق با اعضای سازمان مجاهدین انقلاب را "فاجعه‌ای" انسانی دانسته و نوشته آنچه در شهر اشرف در حال وقوع است، آنقدر گسترده است که چشم بستن به روی آن برای او امکان پذیر نیست.

وی بدون اشاره‌ به ترور بیش از 12 هزار نفر از هموطنانمان از سوی گروهک تروریستی منافقین، گفت که این سازمان به لحاظ مشی سیاسی و کارنامه سازمانی هر چه باشد، در این شرایط برایش اهمیتی ندارد.

باطبی در پایان این مطلب نوشته که "کشتن انسانها در هر گوشه از جهان محکوم است" و دلیل حمایت خود از گروهک تروریستی منافقین را "فعال حقوق بشری" بودن خود عنوان کرده، با این حال آنچه که با این ادعاها در تناقض است، سکوت وی و همفکرانش در مقابل بسیاری از حوادث تروریستی در ایران و همچنین کشتار مسلمانان غزه و بحرین است.

شایان ذکر است، پروژه بي ثبات سازي سازمان سيا كه با اختصاص بودجه 400 ميليون دلاري كنگره آمريكا و با دستور بوش ابلاغ و عملياتي شد با استفاده از عوامل گروهك‌هاي ضد انقلاب همچون منافقين، سلطنت طلبان، انجمن پادشاهي، فرقه ضاله بهائيت وگروههاي موسوم به حقوق بشري در دستور كار قرار گرفت.

يكي از گروهك‌هاي فعال شده در اين پروژه، "مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران‌" است كه فعاليت غير رسمي خود را در سال 84 آغاز و در نوروز سال 85 به صورت رسمي اعلام موجوديت كرد. اين تشكل كه به صورت هرمي فعاليت خود را آغاز كرد از سوی كيوان رفيعي، احمد باطبي، سيدجمال حسيني، تارا نيازي و سما بهمني تأسيس شد كه پس از مدتي بهزاد مهراني جايگزين سما بهمني در هيئت مديره اين تشكل شد.

احمد باطبی در جریان اغتشاشات 18 تیر 78 که در حوالی دانشگاه تهران روی داد، به عنوان یک دانشجو حضور داشت و به خاطر انتشار یک عکس از وی در نشریات غربی، شهرت یافت.

باطبی، یکی از متهمین پروژه مرصاد مرکز بررسی جرائم سازمان یافته سپاه، در حال حاضر عضو مجموع فعالان حقوق بشر است.

چهارشنبه 1390/06/30 :: 8:53 ::  نويسنده : افسر جنگ نرم
سه شنبه 1390/06/22 :: 19:52 ::  نويسنده : افسر جنگ نرم
يه شهيد پيدا كرديم ، طرف هاي سه راه شهادت ،


هيچي همراهش نبود ، نه پلاك ، نه كارت شناسايي ،

فقط يه قمقمه همراهش بود‌، پرآب ....

رو قمقمه چيزي نوشته بود ،‌قمقمه رو شستيم تا بتونيم بخونيمش ،

نوشته بود :

(( قربان لب عطشانت يا حسين (ع) ))
دوشنبه 1390/06/21 :: 11:9 ::  نويسنده : افسر جنگ نرم

آخرين مد كفن است

يادمون نره

منبع : عمار ها

نقد و بررسي فرقه ضاله بابيت و بهائيت

 

مؤلف: سيد معصوم حسيني

ناشر: بوستان دانش

نوبت چاپ: اول

تاريخ چاپ: 1387

چاپخانه: برهان

شمارگان: 2500 نسخه


--------------------------------------------------------------------------------


اين کتاب با مقدمه اي خوب آغاز وبا توجه به نکات مورد نظر نويسنده در سير موضوعي کتاب به اين نکات ميرسيم که

شرح حال قرة العين، مبلغ بابيت

 «نام اصلي قرة العين، زرين تاج است. وي دختر ملامحمد صالح مجتهد قزويني است كه در قزوين در سنه 1320 ق متولد شد. زرين تاج بسيار زيبا بود و اندام بي نظيري داشت و در عين حال شهرت طلب و هوسباز بود. او نزد پدرش ملاصالح و عمويش ملامحمد تقي مجتهد (كه بعدها بابي ها او را كشتند و لقب شهيد ثالث گرفت) مشغول تحصيل گرديد. در پايان تحصيل پيرو مكتب شيخيه شد و جزء مريدان سيد كاظم رشتي به شمار آمد.» [1] .

«اين زن با پسر عموي خود ملامحمد امام جمعه، پسر ملامحمد تقي شهيد، ازدواج كرد و از او داراي فرزند شد. ولي طولي نكشيد كه در سال 1259 ه ق در سن حدود 29 سالگي، شوهر و فرزندان و خانه خود را ترك كرده و به عنوان اينكه دستش به استادش سيد كاظم رشتي برسد به سوي كربلا روانه شد. ولي وقتي به كربلا رسيد سيد كاظم فوت نمود. لذا در آنجا با شاگردان سيد كاظم تماس داشت. يك عده از افراد هوس باز دورش را گرفتند و ايشان براي آنها كلاس درس تشكيل داد و بعد توسط ملاحسين بشرويه اي به حضور ميرزا علي محمد باب راه يافت.» [2] .

كار اين زن به جاي رسيد كه در تبليغ خود، «گاهي به نام خود، مردم را دعوت مي كرد و گاهي به نام سيد علي محمد شيرازي.» [3] .

بي عفتي هاي اين زن شوهردار و تماسهاي نامشروع وي با افراد گوناگون، موجب شد كه

متن کامل کتاب را در ادامه مطلب بخوانيد ...



ادامه مطلب ...
شنبه 1390/06/19 :: 16:52 ::  نويسنده : افسر جنگ نرم
 
درباره فرقه رام‌الله (1)
جوان افسرده 34 ساله اي که به خاطر مسائل و نارسايي هاي خانوادگي دچار بحران روحي رواني شد وسايل خود را جمع کرد و عازم تهران شد جواني که حتي موفق به اخذ مدرک ديپلم نشده بود حالا به کمک عواملي، جوان فوق ليسانس و دکتر را با هزار منت به حضور نمي پذيرفت .
او خود را نماينده خدا در زمين معرفي کرده بود و به هيچ وجه در محافل ظاهر نمي شد و تنها از طريق مريدان مطامع خود را دنبال مي کرد .
استفاده از ادبيات خاص و ادعاي ارتباط با غيب و البته موج سازي اجير کردگان رمز موفقيت ايليا در تحقق افکار و اعمال پليد وي بود .
رام الله وقتي جهت بازجويي احضار مي شود پيغام مي دهد من فقط با شخص اول اطلاعات وقت کشور گفتگو مي کنم .
متاسفانه بايد بگوييم با دستگيري وي ممکن است خسارتهاي مالي به صاحبانشان باز گردد اما زندگي هاي متلاشي شده و حيثيت هاي بر باد رفته هرگز ....
«پیمان فتاحی» که خود را تحت عناوینی چون «ايليا م»، «محمد مسیح موسوی»، «کورش آریانژاد»، «ایلیاهو هناوی»، «داود عبد الحی» و « رامین رام الله» نیز معرفی می‌کند یکی از فرقه‌هایی را بنا نهاده است که حاوی مشمئز کننده ترین سوء استفاده‌های جنسی از زنان و دختران زیباست. چه بسیار زنانی که زندگی مشترک خود را برای پیوند با «روح خدا»! ویران کردند و سال‌ها در انتظار ازدواج با پ.ف نشستند تا شاید دستاویزی برای سوء استفاده‌های او شوند. وی البته با استفاده از آموزه‌های عرفان شرقی و بهره‌برداری از تکنیک‌های مشهور جذب مخاطب در قالب یک حرفه‌ای تمام‌عیار ظاهر می‌شود؛ با این حال این پرسش به قوت خود باقی است که چگونه ممکن است در هزاره سوم و در اوج آگاهی و اطلاع بشر، افرادی آن چنان مسخ خزعبلات و شیادی‌های جوانی 34 ساله شوند که زندگی خود را با دستان خود ویران سازند.
این جناب ایلیا البته شیادی هوشمند است؛ در محافل حاضر نمی‌شود تا واسطه‌ها بتوانند در جامعه شایعه‌زده ایران تصویری فرابشری از او مجسم کنند. استفاده از ادبیات عجیب و من‌درآوردی که جذابیت بسیاری دارد و مدعیاتی نظیر «طی الارض» یا ارتباط با غیب نیز کالایی بی‌نظیر برای اوست. با این حال حتی این مسایل نیز باعث نمی‌شود که باور کنیم صدها زن و مرد بعضاً تحصیل کرده آن چنان مسخ این جوان هیپنوتیزم‌کار شده‌اند که تمام اموال و دارایی‌های خود را به او هدیه کرده و از آن بالاتر؛ جسم و روح خود را تقدیم جناب شیاد نموده‌اند.

درباره فرقه رام الله
 

جهت توضیح این فرقه باید اندکی به تاریخچة هند بازگشت . سلاطین مسلمان یعنی غزنویان در قرن دهم میلادی به هند تاختند و در آنجا نیرو و قدرت عظیمی برای خود دست و پا کردند و در قرن یازدهم غالب خاک کشور هند را تسخیر کردند . در قرن سیزدهم میلادی یکی از مصلحان و پیشوایان بزرگ هندی ظهور کرد به نام « راماننده » . او در یکی از مذاهب معروف هند به نام مکتب ویشنو اصلاحاتی پدید آورد و مکتبی موسوم به نئوویشنوئیزم بنا کرد. در این مکتب امتیازات صنفی سیستم کاست الغاء شد . همچین خوردن گوشت حیوانات که حرام بود حلال اعلام شد که البته این گونه اعمال سبب مشاجرات و درگیریهای فراوان میان فرق گوناگون شد .
در میان شاگردان و اصحاب راماننده فردی بود که بعدها از استاد بالاتر رفت . او بعدها به مقام استادی رسید و پیروان زیادی گرد او جمع شدند . نام او « شیخ کبیر پانتیس » بود . متولد 1440 . م و در سال 1518 . م از دنیا رفت . شیخ کبیر شاعر و شغلش بافندگی بود . پدرش مسلمان و مادرش تابع مذهب ویشنو بود . او از یک طرف معتقد به تناسخ و چرخش گوناگون ارواح بود و از سوی دیگر به خدای واحد که ارمغان آیین اسلام است اعتقاد داشت.
یکی از شاگردان شیخ کبیر شخصی است به نام « بابانانک » متولد 1469 . م و وفات 1538 . م . بابانانک کسی است که آیین سیک یا آیین سیخ را در هند پدید آورد . آیین سیک ششمین و آخرین دین بزرگ هندیها است که سابقة آن به قرن 15 . م باز می گردد . لذا از ادیان متأخر هندی است . آیین بابانانک که به زودی پیروان فراوانی یافت ، عمدتاً یک آیین اجتماعی سیاسی است و براساس ملاحظاتی در دوره های مختلف به شدت مورد حمایت نظامیان انگلیسی که هند را مستعمره خود کرده بودند قرار گرفت .
شیخ کبیر به جز آنکه پدر آیین سیک محسوب می شود ، اقدام مهم دیگری هم کرد و آن اینکه طی سخنان پرشور خود سعی کرد آیینی مرکب از افکار عالی اسلامی و تفکر هندوها به ویژه ویشنو را مطرح کند . از این رو ترکیبی میان خدای اسلام و خدای ویشنو فراهم نمود . خدای اسلام « الله » و خدای ویشنو « رام » می باشد و از اینجا فرقه ای بنام « رام الله » پدید آمد . عقاید این فرقه تا حدی شبیه آیین سیک می باشد .

درباره فرقه رام‌الله (1)
این هم پیمان فتاحی
 

اظهارات یکی از اعضای ارشد سابق فرقه رام الله
در ادامه اظهارات یکی از اعضای ارشد سابق فرقه رام الله را می آوریم تا بیشتر با لایه های درون فرقه ای این فرقه آشنا شوید.
اگر از نگاه بیرونی به نمودهای بارز فرقه‌ها نظری بیاندازیم درخواهیم یافت که همه فرقه‌ها مجمع‌الجزایری از صحبتهای خوب، زیبا و عامه‌پسند هستند و حتی مباحثی که مطرح می‌کنند ممکن است در قالب اصول معنوی هم قابل دفاع باشد، اما آنچه در بررسی فرق از دید پنهان می‌ماند، نه عقاید آنان بلکه روابط و عملکرد تشیکلاتی آنان است که عموما و بلا استثناء بر پایه مرید و مرادی است.
اغلب فرق فعالیتهایشان را با ظاهری زیبا و جذاب در جامعه‌ای که محل فعالیتشان است ارائه می‌دهند و حتی در پوشش موسسات رسمی و قانونی و دارای مجوز در سطح جامعه فعالیت می‌کنند اما با ورود به مراکز فعالیتی و بررسی روند کارها و برنامه‌هایشان میتوان به ماهیت فرقه‌ای آنان پی برد. بسیاری از فرق در پوششهایی مانند انجمن‌ها، مراکز هنرهای رزمی، موسسات یا سازمانهای زیست محیطی، آموزش علوم‌باطنی، آموزش تفکر، علم موفقیت، موسسات فرهنگی، ان جی اوها، مراکز اقتصادی، گروههای سیاسی و مذهبی فعالیت می‌کنند آنها دارای رفتارهای دو‌‌‌گانه می‌باشند، در ظاهر به مسائلی تظاهر کرده و در باطن به چیز دیگری عمل می‌نمایند به ظاهر در فلان راستا تبلیغ می‌نمایند ولی در باطن آنها روابط تشکیلاتی فرقه‌ای حاکم است روابطی از بالا به پایین یا همان مرید و مرادی، قطب و قطب بازی. قصد داریم در این مقاله به بررسی و کالبد شکافی یکی از این جریانات بپردازیم که از اواخر سال 1375 در تهران شروع به فعالیت نمود و در مدت نه چندان زیادی رشد و گسترش یافت و متاسفانه گروهی از جوانان خوش باطن و دارای حسن نیت و خلوص جامعه ما را به گرداب مهلک خود فرو برد و مانند ویروس کشنده ایدز، وارد فضای ذهنی افراد فرقه شده و پس از مدتی پنهان ماندن در ذهن آنها به مرور تکثیر می‌شود این جریان با تغییر بنیادین اصول انسانی، اخلاقی و اعتقادی در حوزه اندیشه افراد زندگی آنان و نزدیکانشان را در مدتی نه چندان طولانی به ورطه تخریب و نابودی کشانده و در واقع افراد را از روال عادی زندگی خارج کرده و آنها را به ماشینی تبدیل می‌کند که کنترلش فقط در اختیار یک نفر است و آن کسی نیست جز سرکرده فرقه.
بنده سالها از اعضای ارشد و مسئولین امور فرقه رام الله بوده و در جریانات و برنامه‌ریزیهای فرقه مذکور قرار داشته‌ام و چهره‌ای شناخته شده در بین اعضای فرقه رام الله بوده و اشراف کاملی بر فعالیتهای این فرقه در طول ده سال گذشته دارم. با نگارش این مقاله قصد دارم با کنار زدن پرده، چهره واقعی پیمان فتاحی را به دوستان عزیزم که در دام اندیشه‌های مسموم وی گرفتار شده‌اند و عمر و جوانی خود را در راه باطل وی تلف می‌کنند نشان دهم تا به خواست خداوند زمینه‌ای فراهم شود که این دوستان از دام این فرقه بیرون بیایند. یکی از مواردی که سالها پیمان فتاحی سعی داشت آن را از تشکیلاتش دور کند برچسب فرقه‌ای بودن فعالیتهایش بود به این موضوع در نامه‌ها و مراجعات اعضای فرقه به مراکز دولتی مکررا تاکید می‌شد حتی برای فریب ذهن شاگردانش برخی تحقیقات در زمینه فرقه‌ها را به آنها ارجاع می‌داد تا در ظاهر خود را از مدعیان مبارزه با فرق و مخالفین این جریانات مسموم نشان دهد غافل از اینکه ماهیت فعالیتهایش فرقه‌ای بود و بعضی از اعضای فرقه هنوز هم در توهم این مسئله هستند که فعالیتهایشان فرقه‌ای نیست. در این مقاله بر اساس اصول علمی اثبات شده توسط محققان حوزه اجتماعی داخلی و خارجی به بررسی این موضوع پرداخته‌ام.
اغلب فرق از یک فرمول کلی در ساختار تشکیلاتیشان پیروی می‌کنند بر اساس سه شاخص میتوان فرقه‌ای بودن یک جریان را تشخیص داد. 1- سرکرده یا بنیانگذار فرقه 2- ساختار تشکیلاتی (روابط سرکرده و اعضای فرقه)3- نصب دستگاه فکری فرقه در ساختار اندیشه‌ای افراد جذب شده (نصب نرم‌افزار فرقه‌ای)، در اینجا به بحث و توصیف هر کدام از این سه شاخصه اصلی خواهم پرداخت.

الف- سرکرده فرقه
 

در اغلب فرقه‌ها یک نفر در رأس فرقه قرار می‌گیرد که در هیچ مرجع معتبر و شناخته شده‌ای، صلاحیت وی برای احراز این مسند بررسی و تایید نشده است و توسط خودش به این مقام منصوب شده است. سرکردگان فرق مدعی‌اند که علم خاص و ویژه‌ای دارند که سایرین از آن محرومند و ادعا میکنند که ماموریت ویژه‌ای برای نجات بشر داشته و فرمولی دارند که حلّال همه مسائل و مشکلات بشریت می‌باشد. از سوی دیگر این افراد، خود محور و قدرت طلب می‌باشند و خیلی تمایل به قدرت‌نمایی و تسلط بر امورات مریدانشان دارند. اغلب سرکردگان توسط بعضی از مریدان مسخ‌شده و فریب خورده و همدستانشان به عنوان شخصیتی خاص و منحصر بفرد در بین اعضاء فرقه و بیرون از فرقه توصیف می‌شوند و در جهت شخصیت‌سازی و بزرگنمایی آنان در متون و سخنرانیها تبلیغ می‌شود و تمامی نگاهها، احترامها و ستایشها مستقیم و غیرمستقیم معطوف به سرکرده فرقه می‌شود.
آنها برای خاص جلوه دادن خودشان و جذب افراد ظواهر خاصی برای خودشان درست می‌کنند یا بطور خاصی سخن گفته و ژستهای خاصی میگیرند تا بدین وسیله خود را متمایز از دیگران جلوه دهند. در فرقه رام الله نیز چنین است پیمان فتاحی در رأس فرقه قرار گرفته و خودش را به سمت استادی! از منظرگاه بیرونی و به جایگاه حتی الوهیت از دیدگاه مریدان منصوب کرده است و در ابتدا اینگونه عنوان می‌کرد که شاگرد ماهانتا روح الله القدوس (تجسم انسانی خداوند بر روی زمین) است و روح الله القدوس در رأس نظام دوازده‌گانه اساتید حق قرار دارد!!! او خود را با القابی چون خالق فتاح، ایلیا، رام الله ، الیاس (نبی) معرفی می‌کند و از سوی همدستانش یعنی فرشاد م (با نام مستعار پیما الهی)، فرهاد م (با نامهای مستعارحشمت، سید، بابایی)، مرتضی ر (با نام مستعار توکل)، شباب ح (با نام مستعار پریا)، نازی ح (با نام مستعار شیوا) به عنوان شخصیتی خارق العاده، آسمانی و روح یافته و القاگر روح معرفی می‌شود این فضاسازی‌ها و خاص و خارق العاده جلوه دادن پیمان تا حدی پیش می‌رود که حتی باگذشت چند سال از شروع فعالیتهای فرقه‌ای او را خدا و پسر خدا معرفی میکنند و توسط همین اشخاص آنقدر بزرگ می‌شود و از کاه کوه می‌سازند که وی را صاحب کرامات معرفی کرده و مجموعه‌ای دروغین از اعمال خارق العاده! وی را با عنوان اخبار مکتوم (مجموعه‌ای ساختگی و تحریف شده) تهیه می‌کنند و برای مسخ کردن و ترساندن اعضای فرقه از آن استفاده می‌نمایند.
این حلقه شش نفره با محوریت پیمان فتاحی (رام الله) از سال 1375 تا کنون با استفاده از تکنینهای روانشناسی، روشهای اعمال نفوذ در افراد و بهره‌گیری از نسخ جادوگری و جذب افراد مختلف فرقه‌ای را با نام رام الله راه اندازی نمودند در ابتدا سرکرده فرقه ادعا می‌کرد که هنر و فرمول جدیدی را کشف کرده، که آن را هنر زندگی متعالی معرفی می‌کرد و خود را معلم زندگی می‌دانست و تنها راه نجات بشر را در پیروی از اصول هنرهای زندگی متعالی می‌پنداشت اما با گذشت زمان و ادامه فضاسازی‌های موهوم و شخصیت‌سازی از وی توسط حلقه مذکور و جمع شدن تعداد چند صد نفری از طیفهای مختلف جامعه به دور فرقه این ادعاها ابعاد جدید و گسترده‌ای به خود گرفت و پیمان فتاحی با عنوان بنیانگذار الاهیسم نوین و راهنمای بشریت! (الیاس نبی) معرفی گردید. و او را حتی معلم بسیاری از پیامبران نامیدند و او نیز در میان بعضی از حلقه‌های نزدیک خود دایره ادعاهایش را به حدی رساندکه اظهار داشت "روزی خطاها و اشتباهات محمد (ص) را خواهم گفت!!!" (البته مباحث مطرح شده در هنر زندگی متعالی هر چند رنگ و لعاب معنوی و الهی به خود گرفته است ولی آنچه که از شواهد و عملکرد اعضاء بدست می‌آید نشان می‌دهد که همه این فلسفه‌بافی‌ها و لفاظی‌ها جز یک هدف را دنبال نمی‌کند و آن تسلیم مطلق اعضاء در برابر خواسته‌های سرکرده فرقه می‌باشد.)
همانطور که در ابتدا گفته شد یکی از ویژگیهای فرق خاص و کاریزماتیک جلوه دادن سرکرده فرقه می‌باشد فرقه رام الله نیز از این قاعده مستثنی نیست در ابتدای کتاب جریان هدایت الهی که مجموعه‌ای از گفته‌های سرکرده این فرقه می‌باشد شخصیت وی چنین توصیف می‌شود: "او در میان پیروان خود، به نامهای متعددی خوانده شده. برخی از پیروان استاد او را "آواتار" به معنی "تجسم جریان حقیقت"،"روح مجسم حق" و "تجسم الهی" نامیده‌اند. "بنی سماء لقبی است که از جانب ایشان به او داده شده است."
همچنین برخی از کارت ویزیتهایی که با هدف عضوگیری و تبلیغات برای فرقه در سطح شهر تهران و برخی از شهرستانها پخش شد و یا در میان برخی از کتابهای انتشارات مربوط به فرقه مذکور(تعالیم حق،حم یاهو و ...) گذاشته می‌شد با این القاب پیمان را توصیف می‌کرد "بنیان‌گذار علوم باطنی"، "قطب علوم باطنی"، "بنیانگذار الاهیسم نوین.

درباره فرقه رام‌الله (1)

در مدارک و مستنداتی که از محل سکونت سرکرده فرقه بدست آمده و در اختیار برخی از محققین قرارداده شده است مشخص شده که تمام این القاب و عناوین دهان پر کن و بزرگنمایی‌ها از شخصیت وی، ساخته و پرداخته ذهن بیمار پیمان فتاحی می‌باشد. رام الله همیشه با لباسهای مشکی در میان مردم ظاهر می‌شد و با لحن خاصی صحبت می‌کرد (از سوی همدستانش ادعا می‌شد آنهایی که روح یافته هستند تن صدایشان بم است و همه روزه این فضاسازی‌ها از زوایای مختلف ادامه داشت) و ظاهرش را به گونه‌ای خاص آراسته می‌کرد. اما اگر با دیدی روانشناسانه به این مسئله نگاه کنیم چه دلیلی دارد که پیمان اینقدر شخصیت سازی کرده و خودش را بزرگ جلوه دهد؟ جواب این مسئله با بررسی دوران کودکی و شرایط خانوادگی و محیط زندگی او مشخص می‌گردد. عموما سرکردگان فرق در دوران کودکیشان مورد کودک آزاری قرار گرفته و در نتیجه این آزار و اذیتها دچار عقده و سرخوردگی شده‌اند و یا اینکه وضعیت خانوادگی مناسبی نداشته‌اند و در محیط مناسبی تربیت و پرورش نیافته‌اند پیمان در توصیف دوران کودکی اش می‌گوید "من بچه دوازدهم از 15 فرزند خانواده بودم همیشه برادر بزرگترم مرا تنبیه میکرد برادرم آنقدر مرا کتک می‌زد تا گریه کنم وقتی گریه می‌کردم مرا وادار می‌کرد بخندم اگر نمی‌خندیدم مرا بیشتر کتک می‌زد."
این حلقه شش نفره با محوریت پیمان فتاحی (رام الله) از سال 1375 تا کنون با استفاده از تکنینهای روانشناسی، روشهای اعمال نفوذ در افراد و بهره‌گیری از نسخ جادوگری و جذب افراد مختلف فرقه‌ای را با نام رام الله راه اندازی نمودند...
یکی از شگردهای روانی که پیمان و همدستانش در این سالها بکار گرفتند این بود که عنوان می‌کردند اساتید حق در ناشناختگی زندگی می‌کنند و ایشان (رام الله) نیز در ناشناختگی کامل زندگی می‌کند! در ابتدای کتاب جریان هدایت الهی آمده "شخصیتش بسیار اسرار آمیز و چند پهلو است... او در پس حجاب‌های ارادی و در ناشناختگی زیسته ..." اما در این ناشناختگی زیستن ساختگی و دروغین و این گذشته نامشخص و پر از ابهام پیمان (رام الله) اهداف پنهانی وجود دارد:
هدف اول که بیشتر جنبه روانی دارد این مسئله است که حس کنجکاوی انسان در برابر انسان ناشناخته‌ای که به عنوان استاد و راهنمای وی مطرح است چندان برای تفحص و تحقیق در مورد مرشد خود تحریک نمی‌شود و او(استاد) از گزندهای احتمالی این مسئله (که همان انسانی عادی بودن است) در امان می‌ماند هدف دوم از این پنهان کاری و ناشناخته زیستن استاد! این مسئله بود که اگر در ابتدای شکل‌گیری فرقه، گذشته زندگی شخصی پیمان و وضعیت خانوادگی، محیط تربیتی و تحصیلی و پیشینه او، برای مریدان مشخص می‌شد به جرات می توان گفت هیچیک از این مریدان فریب خورده و ساده دل امروزی، لحظه‌ای هم حاضر نمی‌شدند او را نگاه کنند چه برسد به اینکه مسخ اندیشه‌های مسموم وی شوند، در این راستا توصیه می‌شود افراد با اعضای درجه یک خانواده این فرد ملاقات داشته باشند.

ب- روابط سرکرده با اعضای فرقه
 

سرکرده در رأس فرقه قرار می‌گیرد و رابطه‌ای با موضع از بالا به پایین برقرار می‌شود تمام تصمیم‌گیری‌ها به وی ختم می‌شود و هیچ کسی بدون اجازه‌اش دست به اقدامی نمی‌زند و البته در بعضی از فرق عده‌ای از همدستان سرکرده و یا بعضی از مریدان مسخ شده از سوی رأس فرقه برای نظارت بر رفتار مریدان و اجرای برنامه‌های فرقه‌ای انتخاب می‌شوند. معمولا سرکردگان فرق عده‌ای از همدستان و وفاداران از فیلتر گذشته را برای نظارت بر رفتار و فعالیتهای اعضای فرقه انتخاب می‌کنند. فرقه رام الله نیز از این قواعد مستثنی نبود. پیمان فتاحی یا همان "حضرت استاد" در راس روند (فرقه) و تعالیم قرار داشت و واژه خودساخته "هماهنگی" را در بین اعضاء تئوریزه کرده بود بدون هماهنگی با "استاد" کسی جرات نداشت به جایی برود یا دست به اقدامی بزند پیمان حلقه‌ها و مدارهای مختلفی برای پیروان طراحی کرده بود. مانند "حامیم"، "یاسین" و "گروههای حرکتی"، همه می‌بایست برای انجام امورات جاری روند (فرقه) با مرجع بالاتر هماهنگ می‌کردند و هر کدام از این گروهها "هماهنگ کننده‌ای" داشت که برنامه‌های جاری را با مرجع بالاتر هماهنگ می‌کرد و نهایتا کارها با هماهنگی "استاد" و یا بالاترین مرجع بعد از استاد یعنی "حم" هماهنگ می‌شد. "حامیم" به عنوان بخش زمینی فرقه رام‌الله و "استاد" جنبه آسمانی فرقه مطرح بود. پیمان اعضای حامیم را افرادی فراتوانمند، فراهوشیار و فراقدرتمند معرفی می‌کرد که نشر و گسترش تعالیم استاد، راهبرد فرقه و امورات عالم هستی! و نظارت بر رفتار و عملکرد مریدان توسط آنان صورت می‌پذیرفت ایشان در ناشناختگی محض و زیر نظر حضرت استاد! فعالیت می‌کردند.
در بین اعضاء وقتی گفته ‌می‌شد مثلا فلان مطلب یا برنامه از سوی "حامیم" مطرح شده، آن را وحی منزل دانسته و کسی در برابر آن مطلب و دستور تشکیلاتی از خود مقاومت نشان نمی‌داد اگر آن برنامه خوب به اجرا در می‌آمد به حساب توانمندی و هوشیاری و توان بالای بچه‌های "حامیم" گذاشته می‌شد ولی اگر برنامه با مانع روبرو می‌شد و متوقف می‌شد به حساب ناتوانی و ضعف بچه‌های اینطرف (یعنی حوزه یاسین و گروههای حرکتی) گذاشته می‌شد و گفته می‌شد فرصت خدمتگزاری از دست رفت. استاد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌! در متون نجوا که یکی از فرمولهای مغزشویی و نرم افزاری فرقه رام الله محسوب می‌شود می‌گوید "ما! شما را از طریق کارها و اموری که به شما محول می‌کنیم مورد محک و امتحان قرار می‌دهیم!" در نتیجه مریدان وی تصور می‌کردند هر اتفاقی که برای آنها می‌افتد یا موانعی که برای آنان ایجاد می‌شود نوعی امتحان است. وی با درگیر کردن ذهن مریدان با این تئوریهای ساختگی آنها را به بازی گرفته و مانع پی‌بردن آنها به حقایق پشت پرده فعالیتها می‌شد.
در ادامه موضوع به علل ایجاد واحدهای حامیم توسط پیمان می‌پردازم که پس از دستگیری وی مشخص شد ماهیت "حامیم" دروغی بوده و چنین اشخاصی وجود خارجی نداشته‌اند و توسط این کلاهبردار حرفه‌ای جهت سوء استفاده‌های مختلف مطرح شده بود. اما علل مطرح شدن حامیم عبارتند از:
الف- ایجاد حس اعتماد در بین اعضاء به عنوان پشتوانه‌ای قوی در مقابل تردیدات و... (پیمان چنان اعضای حامیم را توصیف می‌کرد که گویی جملگی از دم مسیحایی برخوردار بوده و هر چه اراده کنند خواهد شد البته عملیات روانی و بزرگنمایی از شگردهای وی در برخورد با اعضای فرقه و اعضای بیرونی محسوب می‌شد که در طول این سالها بهره‌های فراوانی از آن می‌برد).
ب- ایجاد حس حقارت و رقابت در بین اعضای پایین‌تر و ترغیب آنان برای رسیدن به جایگاه حامیم (به عنوان نمونه پیمان شبی در باغ آقای مهندس حسین ط واقع در پونک در بین برخی خانمها که از مسئولین ارشد شورای یاسین بودند عنوان کرد فقط خانمهایی که عضو حامیم باشند از امکان ازدواج با استاد (پیمان) برخوردارند!...)
ج- توجیه برخی نظرات تعارض‌دار با اصول اولیه دینی و مذهبی اعضا و اینکه این نظرات از سوی حامیم بوده است و نه استاد.
د- سلب نمودن مسئولیت‌های قانونی و القای آن به مجموعه‌‌ای ناشناخته و غیرقابل دسترس (مانند مقدمه کتاب جریان هدایت الهی که نوشتن آن به پیما الهی یا همان فرشاد.م که فوت شده بود ارجاع داده شد)
و- توجیه برخی اشتباهات احتمالی و عدم انتساب آن به استاد (برخی مقالات منتشر شده در نشریات فرقه که در ادامه به شرح آن می‌پردازم)
از آنجایی که پیمان می‌دانست آنچه ادعا می‌کند حقیقت ندارد و ادعای آسمانی و الهی بودنش دروغی بیش نیست لذا همیشه خودش را در پشت چیزی پنهان می‌کرد تا اگر کاری و برنامه‌ای اشتباه از کار در ‌آمد به جایگاه و شخصیت پوشالی که برای خودش ساخته بود انتقاد و ایرادی وارد نشود نمونه‌ دیگری از این پنهان شدنها را می‌توان در مقالاتی که در نشریه حرکت دهندگان و نشریه تفکر متعالی به نام پریا و در خصوص تحلیلهای سیاسی به چاپ می‌رسید مشاهده نمود پس از دستگیری وی و مدارک به دست آمده از محل زندگیش (که کاخی زیبا در منطقه اشرافی نشین مهرشهر بود) مشخص شد که کلیه تحلیلهای به چاپ رسیده در نشریات فوق الذکر با نام مستعار پریا (که در واقع نام مستعار شباب ح همسر پیمان می باشد)، به دستخط پیمان بوده است و وی از آنجا که احتمال ‌داده این تحلیلها درست از آب در نیاید و یا نویسنده این مطالب مورد پیگرد قانونی قرار گیرد برای اینکه مسئولیتی متوجه‌اش نگردد شخص دیگری را سپر بلای خود قرار داده است و از نام شخص دیگری استفاده کرده تا تبعات منفی این موضوع متوجه‌اش نشود او آنقدر سرمست رسیدن به قدرت و مطامع دنیوی خود بود که حتی در این راه به همسر خود هم رحم نکرد و از نام او سوء استفاده می‌نمود. (در آن زمانها در بین اعضای فرقه اینگونه تصور می‌شد که خانم پریا از شاگردان نزدیک و مقربون استاد! است اما پس از دستگیری وی مشخص شد پریا یا همان شباب.ح همسر و اولین معشوقه دوران نوجوانی پیمان بوده که وی آن را اعلام نکرده است و این مجرد بودن استاد در بین اعضای زن فرقه چه مزایایی برای وی داشته؟... بماند)
به عنوان مثالی دیگر می‌بایست به مقدمه کتاب جریان هدایت الهی اشاره کرد که با هدف بزرگنمایی شخصیت پیمان و الهی جلوه دادن وی نگارش شده است. پیمان دوست داشت در اذهان عمومی و در بین شاگردانش بسیار خاص، منحصر به فرد و قدرتمند جلوه کند از سویی دیگر می‌دانست این بزرگ شدن می‌تواند برای او دردسر ساز شده و تبعات منفی در پی داشته باشد از این رو با طراحی و نگارش این مقدمه، بیوگرافی دروغینی از خود ارائه داد و این مقدمه و نگارش آنرا به فرشاد. م (در بین پیروان معروف به پیما الهی) منتسب کرد. در سالهای بعد پیمان وقتی دید این مقدمه برایش دردسرساز شد سریعا آن را به پیماالهی منتسب کرد تا از عواقب احتمالی آن فرار کند و در نامه‌های متعددی که به مسئولین نظام و نهادهای مربوطه فرستاده شد آمده "استاد بارها از نگارش این کتاب و مقدمه آن اظهار ناخرسندی کرده و گفتند که ما مخالف این حرکت بودیم!" و در ادامه نامه هم ذکر شد پیما الهی فوت گردیده است. پیمان با این کار مسئولیت قانونی موضوع را از خود سلب کرده و گناه آن را به گردن مرحوم فرشاد.م انداخته است در صورتیکه وی در توصیف شخصیت پیما (فرشاد.م) می‌گوید: "او چنان به من نزدیک بود که لقب او را پیما گزاردم پیما فقط یک نون از پیمان کمتر دارد!" از سوی دیگر فرشاد از همدستان و بنیاگذاران فرقه رام الله می باشد و صد البته که او مانند سایر اعضاء از پیمان تبعیت کامل داشته است و بدون هماهنگی با استاد! هرگز دست به اقدام اینچنینی نمی‌زده است.
تمام کتابهای منتشر شده از سوی انتشارات فرقه قبل از ارائه به وزارت ارشاد توسط پیمان ممیزی می‌شده است این مسئله در مدارک و دفاتر شخصی به دست آمده از سرکرده فرقه و نزدیکان و همدستانش مانند شباب. ح، نازی.ح، فرهاد.م و مرتضی.ر کاملا مشهود و ملموس است. دوستان توجه کنید پیمان حتی عزیزترین کس و همدستش یعنی پیما را هم برای رسیدن به اهدافش نردبان کرده و آنها را فدای تمایلات خویش نموده است. البته پیمان از مرگ مشکوک فرشاد.م هم سوء استفاده نمود و برای ترساندن اعضای فرقه از آن بهره‌برداری کرد.
در فرقه رام الله نیز افراد از طرق مختلف جذب می‌شدند و در طول زمان همین پروسه را طی می‌کردند. در ابتدا با عنوان آموزش هنرهای زندگی متعالی جذب می‌شدند اما پس از طی دوره‌های عمومی وارد مراحل بعدی می‌شدند...
در سندی دیگر که به دست خط وی و با عنوان حامیم برای خانم منیژه.الف (مسئول واحد گرافیک) ارسال شده است آمده "خانم منیژه الف کارتهای شناسایی (جعلی) را طراحی کند". در این کارتهای مجعول از پیمان با عناوین دکتر مسیح موسوی، دکتر ایمان هاشمی، قطب علوم باطنی، بنیانگذار علوم باطنی، متخصص هیپنوتیزم و ... یاد شده است.
ج- نصب دستگاه فکری فرقه در ساختار اندیشه‌ای افراد جذب شده (نصب نرم‌افزار فرقه‌ای)
فرق می‌دانند مبنای عمل انسان بینش و اندیشه اوست لذا از زمانی که فرد وارد یک فرقه می شود در جریان داخل یکسری برنامه‌های پرورشی و آموزشی از قبل طراحی شده قرار می‌گیرد تا به شخص جدیدی تبدیل شود. برای تحقق این امر فرد در بدو ورود به فرقه از شخصیت قبلی خود بطور کامل تهی می‌گردد و به شخصیتی جدید با معیارها، ارزشها، رفتار و مناسک جدید تبدیل میشود (دعای برکت، سوتراها، نجوا، مرا از خودم بشناس 1 تا 8 (که جزء تعالیم خصوصی بوده و مملو از ادعاها وکفرگویی‌های پیمان فتاحی می‌باشد)، روزه‌های 24 ساعته و تسبیح مخصوص فرقه نیز بخشی از مناسک فرقه رام الله است که در جهت هویت بخشی فرقه‌ای بر افراد طراحی گردیده است.)
در این مرحله سعی می‌شود تمامی راههای بازگشت و خروج از فرقه مسدود شود و ذهن فرد کانالیزه شده و تمامی ورودیهای ذهنش مسدود می‌گردد و تنها ورودی ذهنش تعالیم فرقه‌ای خواهد شد. هدف از این آموزشها تولید و تولد هویت فرقه‌ای در سوژه (مرید) است این آموزشها تا جایی پیش می‌رود که فرد به مرید تبدیل می‌شود یعنی انسان از هویت قبلی‌اش تهی شده و هویتی جدید که مبنایش همان اندیشه‌های فرقه‌ای است در او ظاهر می‌شود. فرقه‌ها افراد را از ارزشها و کرامات انسانی تهی کرده و بجای آن ارزشها و ناهنجاریهای فرقه‌ای را جایگزین مینمایند. هر چند شیوه فریبکارانه فرقه رام الله طوری بود که مبانی اعتقادی انحرافی فرقه به بیرون از حلقه‌های خاص مریدان نشر داده نمی‌شد ولی با این حال مدارک بدست آمده نشان دهنده اوج و عمق انحرافات فکری سرکرده این فرقه است که به مریدان تسلیم شده نیز اشاعه یافته است
در فرقه رام الله نیز افراد از طرق مختلف جذب می‌شدند و در طول زمان همین پروسه را طی می‌کردند. در ابتدا با عنوان آموزش هنرهای زندگی متعالی جذب می‌شدند اما پس از طی دوره‌های عمومی وارد مراحل بعدی می‌شدند و در آنجا با مفاهیمی چون "مبارز حق"، "مسافر حق"، "خدمتگزاری"، "تسلیم"، "قربانی" آشنا می‌شدند و سعی می‌شد در این هویتها مستقر شوند و چون ادبیات این تعالیم بر اساس زبان و اندیشه‌های سرکرده فرقه طراحی شده بود و او نیز از ابتدا طوری تعالیم را طراحی کرده بود که در انتها به عنوان روح مجسم حقیقت (خداوند)، تجسم الهی شناخته شود بستر برای سوء استفاده‌های متعددش فراهم می‌گردید در خروجی این آموزشها و تعالیم افرادی بودند که وی را به عنوان خدای خود قبول داشتند و برای رضای این خدا دست به هر کاری میزدند از ترک تحصیل و شغل، ترک خانواده و همسر و فرزندانشان گرفته تا برهم زدن زندگی مریدان مسخ شده و خانواده‌هایشان تا خودسوزی و فدایی شدن.
هر چند شیوه فریبکارانه فرقه رام الله طوری بود که مبانی اعتقادی انحرافی فرقه به بیرون از حلقه‌های خاص مریدان نشر داده نمی‌شد ولی با این حال مدارک بدست آمده نشان دهنده اوج و عمق انحرافات فکری سرکرده این فرقه است که به مریدان تسلیم شده نیز اشاعه یافته است.
 
 
منابع:
کتاب آفتاب و سایه ها نوشته استاد دکتر محمد تقی فعالی
شهاب نیوز
سایت خبری قدس qodsdaily.com
چهارشنبه 1390/06/16 :: 18:57 ::  نويسنده : افسر جنگ نرم

آیا به‌راستی مردم بهشت گمشده خویش را یافته‌اند؟ آیا دنبال منجی می‌گردند؟

در محیط اطراف ما نیز گاهی شنیده می‌شود که برخی افراد به دنبال خوشبختی خیالی خود به سمت عرفان‌های خوش‌ آب و رنگ اما پوچ کشیده می‌شوند. «فنگ‌شویی» نیز یکی از مواردی است که در ایران طی چندین سال فعالیت، توانسته علاقه‌مندان را به سوی خود جذب کند، اما اینکه صحت و سقم فنگ‌شویی تا چه میزان است، بررسی بیشتری را می‌طلبد که در این گزارش آن را پیگیری می‌کنیم.هنگامی که نامی از «تهاجم فرهنگی» برده می‌شود، عده‌ای بی‌جهت موضع می‌گیرند اما باور کنیم یک مجسمه ساده بودا، صدف مارپیج، وزغ سه پا به شکل سربازان این تهاجم در یونیفرم قدرت نرم فنگ‌شویی باورهای ما را هدف قرار داده‌اند.به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه فارس، شاید از هنگامی که بشر در قرن 21 خود را از مبانی اصیل الهی دور کرد و با پیشرفت روز افزون علم از معنویت فاصله گرفت و به مرز افسردگی رسید؛ بر آن شد که به دنبال معنویتی برود که ساخته خود او باشد تا در پس آن، دنیای ایده‌آل را جست‌وجو کرده و به خوشبختی مورد انتظار خود دست یابد.

در محیط اطراف ما نیز گاهی شنیده می‌شود که برخی افراد به دنبال خوشبختی خیالی خود به سمت عرفان‌های خوش‌ آب و رنگ اما پوچ کشیده می‌شوند. «فنگ‌شویی» نیز یکی از مواردی است که در ایران طی چندین سال فعالیت، توانسته علاقه‌مندان را به سوی خود جذب کند، اما اینکه صحت و سقم فنگ‌شویی تا چه میزان است، بررسی بیشتری را می‌طلبد که در این گزارش آن را پیگیری می‌کنیم.

* فنگ‌شویی؛ خرافه یا واقعیت؟

در تعریف فنگ‌شویی آورده‌اند؛ به معنای باد و آب است، یک فلسفه و فن باستانی در چین است و برای پیدا کردن دکوراسیون مناسب و چیدمان درست اشیا در ساختمان‌های مسکونی، تجاری، باغ و غیره استفاده می‌شود تا بهترین اثر را بر سلامتی، شادی، موفقیت، هماهنگی و به طور کلی انرژی مثبت چی داشته باشد. مهم‌ترین چیزهایی که باید رعایت کرد، پرهیز از بی‌نظمی و هرگونه انباشتگی، استفاده از رنگ‌های مناسب، خطوط منحنی، در نظر گرفتن جهت‌های مناسب است، البته امروزه به طور رسمی در چین آن را خرافات می‌دانند.

هنگامی که به برخی فروشگاهای عرضه محصولات فنگ‌شویی مراجعه می‌کنیم، با این جملات روبه‌رو می‌شویم: این اجناس باعث آمدن برکت به خانه شما می‌شود، این نشان‌ها می‌تواند، رابطه شما را با همسرتان بهتر کند، این مجسمه شب‌ها روح خود را در اتاق به حرکت در می‌آورد و انرژی‌ آن را عوض می‌کند، اینکه چقدر یک مجسمه و یا نماد می‌تواند، با خود این ره‌آورد را به ارمغان بیاورد، سوالی است که شاید ذهن بسیاری را با خود مشغول کرده است.

برای بررسی اینکه چه مقدار از نشان‌ها و نمادهای فنگ‌شویی در بازار وجود دارد، به برخی از فروشگاه‌های مجسمه‌فروشی سر می‌زنیم.

خانم فروشنده‌ای که سرتاسر مغازه‌اش با انواع و اقسام مجسمه پر شده است و در میان آنها مجسمه بودا و قورباغه سه پا نیز به چشم می‌خورد، در پاسخ به این سؤال که آیا مجسمه فنگ‌شویی را در مغازه دارید، با حالتی تعجب گونه بیان می‌کند: فنگ‌شویی چیست؟ مرد جوانی هم که خبری از نمادهای فنگ‌شویی در مغازه‌اش نیست،‌ انگار برای نخستین بار این واژه را می‌شنود و می‌پرسد: چه جور مجسمه‌ای است؟

در یکی از نقاط شمالی شهر مغازه‌ای را یافتیم که به طور فروش عمده نشان‌ها و مجسمه‌های فنگ‌شویی را به فروش می‌رساند. خانم م-ف درباره فعالیتش‌ می‌گوید: حدود 25 سال است که در کار فروش وسایل فنگ‌شویی هستم و مردم به خوبی از این نمادها استقبال می‌کنند. بیشتر مشتری‌هایم را نیز خانم‌ها تشکیل می‌دهند. وقتی از او درباره میزان اعتقادش به فنگ‌شویی سؤال می‌شود در پاسخ می‌گوید: اعتقادی به فنگ‌شویی ندارم و خرافه‌ای بیش نیست!

* 60هزار تومان، ‌هزینه دو روز کلاس آموزش فنگ‌شویی!

برای کسب اطلاعات بیشتر در خصوص فعالیت‌های انجام شده به منظور ترویج فنگ‌شویی در جامعه ایرانی با کلاس‌های آموزش «فنگ‌شویی» تماس می‌گیرم؛ صدایی که متعلق به یک خانم جوان است، گوشی را بر می‌دارد و پس از اینکه مطمئن می‌شود از سوی یک آشنا تماس گرفته‌ام، هزینه شرکت در کلاس‌ها را 60 هزار تومان و به مدت دو روز اعلام می‌کند.

به مؤسسه دیگر که زنگ می‌زنم، منشی تا زمانی که خیالش از بابت معرف آسوده نمی‌شود، پاسخ نمی‌‌دهد. از او می‌خواهم اندکی از فنگ‌شویی بگوید، منشی با کمی مکث می‌گوید: «علمی است که درباره چگونگی چیدمان لوازم منزل صحبت می‌کند». منتظر ماندم بیشتر توضیح دهد، ولی انگار چیز بیشتری نمی‌دانست، از او درباره سطح علمی استاد پرسیدم، فوری جواب می‌دهد: «استاد دارای مدرک دکترای روانشناسی هستند البته در حال حاضر ایران نیستند!».
این درحالی است که در سطح تهران و شهرستان‌ها کلاس‌های فنگ‌شویی در سطح گسترده برگزار می‌شود و برخی از مسئولان برگزاری کلاس‌ها با اعلام اینکه دارای مجوز هستند، فقط از افرادی که توسط آشناها معرفی شوند، ثبت‌نام می‌کنند.

اما به‌راستی در فنگ‌شویی چه چیزی مطرح است که اینچنین افراد را مجذوب خود کرده؟ فروش انواع و اقسام نمادهای آن در بازار، تشکیل کلاس‌ها و تبلیغ فنگ‌شویی در موتورهای جست‌وجو با 95هزار و 100 مورد، برای چیست؟ آیا به‌راستی مردم بهشت گمشده خویش را یافته‌اند؟ آیا دنبال منجی می‌گردند؟

برای درک بهتر موضوع مناسب است با برخی از نمادهای فنگ‌شویی آشنا شویم.

* آشنایی با نمادهای فنگ‌شویی

در فنگ‌شویی در خصوص نشان دادن نحوه درست تقسیم انرژی از این نمادها استفاده می‌کنند که عبارتند از: «اژدها» سمبل انرژی «ینگ» و نشانه عنصر چوب و فصل بهار است و انرژی آن در سمت شرق یا سمت راست بنا قرار می‌گیرد. در مقابل اژدها، «ببر» دارای انرژی «یین» است و نشانه عنصر فلز. «لاک‌پشت» نیز نشان ثبات و استحکام قسمت پشتی زمین و بناست. «ققنوس سرخ» نیز در مقابل لاک‌پشت، حیوانی افسانه‌ای بسیار فعال و همیشه در حال حرکت و پرواز، به عنوان سمبل آسایش مادی در زندگی است.

دیگر سمبل‌های فنگ‌شویی عبارتند از؛
درنا: سمبل عمر طولانی است، تصویر یا مجسمه آن در سمت غرب یا شرق قرار داده‌ می‌شود.
اردک مندارین: نوعی اردک رسمی چینی است، این اردک نشانه‌ای از شادی و خوشبختی در زندگی زناشویی است، نیروی «چی» ایجاد می‌کند که باعث می‌شود زوجین از پس هر مشکلی بر بیایند. برای این منظور باید دو عدد اردک را در گوشه شمال غربی خانه قرار داد یا در دورترین قسمت راست سالن پذیرایی‌ یا اتاق خواب‌ تا «چی» ازدواج و عشق را فعال کند.
نماد دو ماهی: نشانه دور کردن نیروهای شیطانی است و برای دفع بلا یا چشم زخم مورد استفاده قرار می‌گیرد، معمولاً آن را مقابل در ورودی نصب می‌کنند.

نیلوفر آبی یا لتوس: گیاه مقدس هندوهاست، اعتقاد بر اینکه داشتن آن در منزل بخت خوبی را به ارمغان می‌آورد.

گل صدتومانی یا پونی: نشانه اقبال بلند خصوصاً برای دختران دم بخت است.
پرتقال: مرکبات مخصوصاً پرتقال و لیمو سمبل طلا، پول و فراوانی هستند.
هلو: سمبل عمر طولانی و توام با سلامتی است.
ارکیده: سبل خوش‌اقبالی است.
انار: نشانه فرزندان متعدد است.

صدف مارپیچ: نشانه اقبال بلند در سفر است، آن را در اتاق نشیمن قرار می‌دهند.
خمره: به عنوان آرام کننده جریان چی در قسمت‌های مختلف به خصوص نزدیک در ورودی استفاده می‌شود.
بادبزن: سمبل محافظت از خانه و دارایی است.
وزغ سه پا: سمبل برکت و ثروت است.
کریستال کوارتز صورتی: بهترین سمبل عشق و ازدواج در فنگ‌شویی است.
در میان انواع نمادها با مجسمه‌هایی چون سکه‌های چینی، سگ‌های فو، بادزنگ، اژدرلاک پشت، چی لین (اژدر اسب)، پاگودا (برج دانش)، گاو آرزو، صدف حلزون، بودای خندان، فیل، ماهی آروانا، کشتی بازرگانان، گلدان ثروت، نعل اسب، آینه جادو (پاکوا)، کدو قلیانی، پی یائو، گره اسرار‌آمیز و غیره روبه‌رو می‌شوید.

* فنگ‌شویی با شاخصه‌های علمی فاصله زیادی دارد

اما آیا مجسمه‌های فنگ‌شویی واقعاً از پس انجام چنین کارهایی بر می‌آیند؟ برای یافتن پاسخ این پرسش با حجت‌الاسلام و‌المسلمین حمیدرضا مظاهری‌سیف، رئیس مؤسسه بهداشت معنوی و مدیرگروه اخلاق و عرفان پژوهشگاه‌ باقرالعلوم (ع) گفت‌وگو می‌کنیم.
وی می‌گوید: «فنگ‌شویی» علم نیست، بلکه یک تطبیقی برای رویکردهای جهان و پدیده‌هایی که در جهان و نحوه ارتباط‌‌شان با همدیگر است، فنگ‌شویی تفسیری از جهان، زندگی و جایگاه انسان در عالم و بعد مادی را مدنظر قرار می‌دهد و با قدمتی چندین هزار ساله جز باورهای چینی است، لذا دین نیست.

وی در خصوص اینکه باید با بررسی علمی و تجربی صحت یا سقم فنگ‌شویی معلوم شود، بیان می‌کند: در گام اول اگر این کاربری و توصیه‌های عملی تائید شد، در گام دوم آن باید دید تفاسیری که از آن ارائه می‌شود، صحیح است یا نه، هرچند که تا کنون از نظر علمی فنگ‌شویی ثابت نشده است.
رئیس مؤسسه بهداشت معنوی با اخطار اینکه اگر در معرفی معارف اصیل اسلام زودتر اقدام نشوند، ناخودآگاه موارد دروغین جای آن را پر می‌کند، ادامه می‌دهد: در اینجاست که نیاز به وحی و معصوم احساس می‌شود و هنگامی که گفته شود به سرچشمه علم الهی متصل است، مردم به راحتی آن را می‌پذیرند، لذا اینکه فنگ‌شویی از خلال سال‌های گذشته به ما رسیده و اینکه چقدر تغییر و تحریف کرده، نمی‌شود به‌آن اعتماد کرد، اما چون نیازی را پاسخ می‌دهد، مردم از آن استقبال می‌کنند.

* فنگ‌شویی درصدد تکرار باورهای اسلامی در قالب دیگری است

«مجید ابهری» عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی و پژوهشگر آسیب‌های اجتماعی در پاسخ به اینکه از منظر اسلامی باید چه رویکردی به فنگ‌شویی داشت، بیان می‌دارد: آثار مثبت محیط منظم، پاک و شاد بر روحیه انسان و رشد تعالی رفتار وی غیرقابل انکار است، با توجه به اینکه مکتب اسلام قبل از بروز پدیده فنگ‌شویی تاکیدات مکرری بر پاک بودن محیط زندگی، تنوع آن، ساده‌زیستی و رعایت تعادل چیدمان در زندگی دستورات مؤکدی داشته و بر اساس فلسفه موجود در باور ما «دل هر ذره را که بشکافی، آفتابیش در میان ‌بینی» تمام ذرات حیات به تعالی و تکامل در حرکت هستند.

وی تبلیغ فنگ‌شویی به عنوان تاثیر مثبت بر خوشحالی و یا غم افراد را مسئله جدیدی نمی‌داند و می‌گوید: در واقع تکرار باورهای اسلامی در لباس و قالب دیگری است، شاد بودن محیط خانه در پاک بودن و ساده بودن زندگی است، ابزارهای تکنولوژی جز هزینه و زیان‌های متعدد بر اعصاب و جسم نتیجه دیگری ندارد، اخیراً زیان‌های امواج مایکروویو و رایانه کشف شده است، بنابراین بعضی از افراد تصور می‌کنند، فنگ‌شویی یک مکتب جدید است، در حالی که پاک نگه داشتن محیط زندگی و تغییرات چیدمانی در آنها استفاده از ابزار و وسایلی که نیاز واقعی به آنها وجود دارد، خودداری از خرید و نگهداری از وسایلی که مازاد و احتیاج است، یک‌هزار سال پیش توسط ائمه علیهم‌السلام مورد تاکید قرار گرفته است.

این پژوهشگر آسیب‌های اجتماعی در خصوص تأثیر سمبل‌های فنگ‌شویی در افراد می‌گوید: از نظر آسیب‌شناسی رفتاری، استفاده از مجسمه‌های زشت و بدشکل در ضمیر ناخودآگاه افراد اثر منفی گذاشته و حتی ممکن است باعث شباهت جنین انسان به آنها شود، بنابراین استفاده از این‌گونه اشیا یعنی مجسمه «سر سگ»، «قورباغه» یا «موش» در محیط خانه فقط باعث اضطراب و دلهره کودکان می‌شود و هیچ نفع دیگری ندارد.

عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی علت پناه‌آوردن برخی از مردم به فنگ‌شویی را چنین بیان می‌کند: دور شدن از باورهای اصیل باعث پناه‌بردن به این گونه طلسم‌ها و خرافه‌ها می‌‌شود، مثل مهره خوشبختی، مجسمه گشایش بخت و یا عروسک آورنده خواستگار! این گونه باورها صدها سال است که در جوامع منزوی شده است، نمی دانم چرا امروز عده‌ای تلاش می‌کنند، دوباره جوانان ما را با این گونه ابزار مشغول کنند؟! این بخشی از ناتوی فرهنگی است که می‌خواهد بین باورهای اصیل اسلامی و جوانان فاصله ایجاد کنند.

* فنگ‌شویی نوعی از بت‌پرستی مدرن است

سیدکاظم موسوی، مدیر مؤسسه مطالعاتی روشنگر با اشاره به اینکه فنگ‌شویی از بطن اعتقادی بودا نشأت گرفته و نگاه الوهیتی ندارد، بیان می‌دارد: در واقع فنگ‌شویی بت‌پرستی مدرن است. در فنگ‌شویی ساده‌زیستی تبلیغ می‌شود، در حالی که اسلام به ساده زیستی به عنوان اصلی اساسی نگاه کرده است، به طوری که ساده‌زیستی در سیره عملی رسول اکرم صلی‌الله ‌‌علیه ‌و‌آله ‌و‌سلم و ائمه علیهم‌السلام، به طور نمونه در ساده غذا خوردن، ساده لباس پوشیدن، ساده معاشرت کردن با مردم به وضوح دیده ‌می‌شود.

وی فنگ‌شویی را ‌وصله ناچسب می‌داند و می‌گوید: جریان فنگ‌شویی یک نوع تضاد با اسلام دارد، بنابراین محققان و اندیشمندان حوزوی و دانشگاهی باید در خصوص عوامل انحرافی، آگاهی لازم را به مردم بدهند و در تعامل با مردم کوشا باشند و با بیان زیبایی‌ها همراه با آیات قرآن و روایات، اسلام ناب محمدی را به مردم بیشتر بشناسند و جامعه را در برابر ناتوی فرهنگی واکسینه کنند.

                                     ضرورت تقویت توکل به خدا و توسل به ائمه اطهار (ع)

توجه به این نکته که فنگ‌شویی آرام آرام در محیط اجتماعی و اعتقادی مردم دام می‌گستراند و محققان دینی باید با معرفی صحیح آن به مردم در پیشگیری هر چه بیشتر آن کوشا باشند، چرا که فراروی فنگ‌شویی چیزی جز فاصله گرفتن انسان از مبدأ هستی و کم‌شدن توکل در زندگی به چشم نمی‌خورد. انسانی که از صبح تا شب خود را اسیر چندین نماد فلزی و چوبی و سنگی کند، چه رهاوردی را برای خود به ارمغان خواهد آورد؟ به راستی انسان مسلمان، پروردگار عالم را در کجای قلب خویش جای داده است؟!

بیاییم با دوری از شرک ظاهری و خفی، با تقویت توکل و توسل خویش به خداوند متعال و ائمه معصومین علیهم‌السلام ـ‌ که رابطه فیض الهی هستند ‌ـ معنای صحیح زندگی را درک کنیم و با افزایش رابطه خود با خالق هستی، دنیا را به خاطر او به تسخیر درآوریم.

منبع: خبرگزاری فارس

 
 
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است |طراحی : پیچک
 
فال حافظقالب وبلاگقالب وبلاگگالری عکسفاگالری عکس آلامتو